السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
604
مصنفات مير داماد
عزيز من ، جواب است اين نه جنگ است * كلوخانداز را پاداش سنگ است رحم اللّه امرأ عرف قدره ولم يتعدّ طوره . نهايت مرتبهء بىحيائى است كه نفوس معطّله وهويّات هيولانيّه در برابر عقول مقدّسه وجواهر قادسه به لاف وگزاف دعوى بىمعنى برخيزند . اين قدر شعور بايد داشت كه سخن من فهميدن هنر است ، نه با من جدال كردن وبحث نام نهادن ؛ چه معيّن است كه ادراك مراتب عاليه وبلوغ به مطالب دقيقه كار هر قاصر المدركى وپيشهء هر قليل البضاعتى نيست ، فلا محاله ، مجادلهء با من در مقامات علميّه از بابت قصور طبيعت خواهد بود ، نه از بابت دقّت طبع . مشتى خفّاش همّت كه احساس محسوسات را عرش المعرفهء دانش پندارند وأقصى الكمال هنر شمرند با زمرهء ملكوتيّين كه مسير آفتاب تعلّقشان بر مدارات أنوار عالم قدسي باشد لاف تكافو زنند ودعوى مخاصمت كنند روا نبود ودر خور نيفتد . وليكن مشاكسهء وهم با عقل ومعارضهء باطل با حق وكشاكش ظلمت با نور منكري است نه حادث وبدعتى است نه امروزى . وإلى اللّه المشتكى ، والسّلام على من اتّبع الهدى . وإذا أتتك مذمّتى من ناقص * فهي الشّهادة لي بأنّى كامل خاقانى آن كساني كه طريق تو مىروند * زاغند وزاغ را روش كبك آرزوست گيرم كه مارچوبه كند تن به شكل مار * كو زهر بهر دشمن وكو مهره بهر دوست ( 11 ) نامهء ملّا عبد اللّه شوشترى به ميرداماد قال : وكتب المولى عبد اللّه هذا في جوابه : « جانا ، سخن از زبان من مىگويى . رحم اللّه امرأ عرف قدره . بدا به حال كسى كه من أرسل إليه را از نفوس معطّله بشمارد ودعوى اسلام كند . ( محمّد باقر خوانسارى ، روضات الجنّات ، ج 4 ، ص 242 ، كتابخانهء آستان قدس ، مجموعه ، ش 542 ) . تذكره : در عالم آراى عباسى ، ج 2 ، ص 859 ، اين عبارات آمده است : ديگرى از متوفاها أفضل الفقهاء والمجتهدين في زمانه ، مولانا عبد اللّه شوشترى